بی نظمی در یک لحظه شروع میشود اما هرگز تمام نمیشود. بی نظمی از لحظه تولد تا ابد، تا پایان جهان به تخریب ادامه میدهد و اگر خدا آنرا اصلاح نکند، هیچ نظمی در جهان برقرار نخواهد ماند، هیچ مخلوقی قادر به اصلاح آن نیست. تنها کاری که میتوان انجام داد، برقراری نظم بیشتر است. چون بی نظمی در مقابله با نظم، مسیر عوض میکند و در مسیر جدید به تخریب ادامه میدهد. پس هرجای زندگی که برایت مهم تر است، به آن نظم بیشتر بده. بی نظمی خودش به جاهای کم اهمیت میرود. هرچه منظم تر، بی نظمی از تو دورتر و دور تر و د و ر تر و . . .
اعوجاج آدم ها ستودنی نیست، اما جای تامل دارد. من از ابتدای این بی نظمی حرف میزنم. از آنجا به قبل... از آن روزی که بی نظمی نبود. میفهمی؟ هر گوشه از زندگی ما همین ماجراست. یک جایی گند زدیم و از آن به بعد... و حالا داریم چوبش را میخوریم. اعوجاجی که دلیلش بی نظمی است.
این شد که از نظم نوین ، که البته از بی نظمی نشأت گرفته، بحث شد.
هیچ وقت برای برهم زدن بی نظمی دیر نیست. همین الان، از همین ثانیه زندگی، نظم را بشناس. آنرا بپذیر و به آن مقید شو. بی نظمی ها را بر هم بزن و از خودت دور کن. خیلی کارها هست که میدانیم باید انجام دهیم. میدانیم باید نظم دهیم. میدانیم!
بیا این یکی را نظم پایدار بنامیم.
نظمی که به دلیل رساندن ما به آنچه دوست داریم، لذت میبریم و میخواهیم، توسط ما برقرار می ماند.
فکر بعدی: نظم پایدار جهانی...
*
پی نوشت 1: وقتی خواستم روی مقاله ام کار کنم، آفتاب از پنجره شرقی صاف افتاد توی چشمم. عینک دودی زدم و نشستم پای کار. به هر گوشه از اتاق که نگاه میکردم، متفاوت میدیدم از انچه قبلا دیده بودم... این شد که فکرم رفت سراغ نظم پایدار.
پی نوشت 2: از آنجا که قرار است روان تر بنویسم و البته بسی دشوار است، این پی نوشت را نوشتم تا برایت ساده تر شود و به من کمی نزدیک تر شوی...
پی نوشت 3: وقتی این چهار کار عقب مانده تمام شد، تصمیم گرفته ام کاری را شروع کنم؛ خواندن چه چیزی، با شنیدن چه صدایی، با خوردن چی، با چه تصویری، کجا؟
فاصله اندیشه تا زمان جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۶ساعت ۱۲:۲۲ ب.ظ دل نوشته ای از فراز| |